پنجشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٩

کسانى که با رسول خدا(ص)ماندند -منبع: زندگانى حضرت محمد ( ص ) سید هاشم رسولى محلا

آنچه بر طبق تواریخ مسلم است آن است که در معرکه احد بیشتر مسلمانان فرار کرده و رو به هزیمت نهادند و پیغمبر(ص)هر چه فریاد زد:من رسول خدا هستم و کشته نشده‏ام به کجا فرار مى‏کنید؟گوش ندادند،و حتى برخى مانند عثمان بن عفان و زید بن حارثة تا چند فرسنگى مدینه گریختند و به گفته طبرسى سه روز نیز از ترس مشرکین در کوهى به نام«جعلب»توقف کردند،و پس از سه روز به مدینه آمدند (1) .

و گروهى نیز مانند عمر بن خطاب و طلحة بن عبید الله تا پشت جبهه جنگ گریختندو در آنجا توقف کردند تا ببینند سرانجام جنگ چه خواهد شد.

ابن هشام و طبرى و دیگران نقل کرده‏اند که انس بن نضرـیکى از مسلمانانـدر همان حال بر آنها عبور کرد و با شدت ناراحتى از آنها پرسید:چرا اینجا نشسته‏اید؟گفتند:رسول خدا که کشته شد؟!انس گفت:زندگى پس از کشته شدن رسول خدا به چه درد مى‏خورد؟برخیزید و به میدان جنگ بروید و همانند او شربت شهادت را بنوشید!

و در نقل دیگرى است که گفت:اگر محمد کشته شد خداى محمد که کشته نشده برخیزید!این را گفت و به دنبال آن به میدان جنگ آمد و مردانه جنگید تا کشته شد. (2)

و اما افرادى که با پیغمبر(ص)ماندند و با کمال رشادت و ایمان جنگیدند،چند نفر معدود بودند که از آن جمله به اتفاق اهل تاریخ در درجه اول على بن ابیطالب(ع)بود. (3) و بقیه مورد اختلاف است.

مقام على(ع)در احد

شیخ مفید(ره)از زید بن وهب نقل کرده که گوید:به عبد الله بن مسعود گفتم:مردم در آن روز بجز على بن ابیطالب و ابو دجانه و سهل بن حنیف از اطراف رسول خدا(ص)گریختند؟ابن مسعود گفت:تنها على بن ابیطالب ماند و بقیه رفتند و طولى نکشید که چند تن بازگشتند و به دفاع از پیغمبر(ص)پرداختند که نخست عاصم بن ثابت و سپس ابو دجانه،سهل بن حنیف،طلحة بن عبید الله بودند و زید بن وهب از او پرسید:تو کجا بودى؟عبد الله بن مسعود گفت:من هم گریختم ...

و در شرح دیوان على(ع)و برخى کتابهاى دیگر نیز از زید بن وهب نقل شده که تنها کسى که با آن حضرت ماند على(ع)بود و چند تن دیگر مانند ابو دجانه و سهل بن حنیف بعدا آمدند (4) و قاضى دحلانـیکى از مورخان اهل سنتـروایت کرده که‏على(ع)فرمود:در آن حال به اطراف خود نگریستم و رسول خدا(ص)را ندیدم،در میان کشتگان نیز نظر کردم او را ندیدم با خود گفتم :به خدا سوگند پیغمبر کسى نیست که از جنگ فرار کند در میان کشتگان هم که نیست پس ممکن است خداى تعالى به خاطر رفتار ما او را به آسمان برده باشد و از این رو من هم جنگ مى‏کنم تا کشته شوم و با همین تصمیم غلاف شمشیرم را شکستم و شروع به جنگ کردم و دشمن که چنان دید جلوى مرا باز کرد ناگاه چشمم به رسول خدا(ص)افتاد که در جاى خود ایستاده.

و در روایات دیگر است که على(ع)پیش آمد و شروع کرد دشمنان را از اطراف پیغمبر دور کردن،رسول خدا(ص)چشمش را گرداند و على را دید و از او پرسید:مردم کجا رفتند؟پاسخ داد پیمانها را شکستند و گریختند،فرمود:تو چرا با آنها فرار نکردى؟على(ع)عرض کرد:کجا بروم و تو را رها کنم به خدا از تو جدا نخواهم شد تا کشته شوم یا اینکه خدا تو را پیروز گرداند.فرمود :پس این دشمنان را از من دور کن،على(ع)براى دفاع از آن حضرت به هر سو حمله مى‏کرد تا شمشیرش شکست و رسول خدا(ص)در آن حال ذوالفقار را به دست او داد و گفت:با این شمشیر جنگ کن تا آنجا که محدثین شیعه و اهل سنت مانند طبرى و ابن اثیر و دیگران همه نوشته‏اند جبرئیل در آن حال به نزد رسول خدا(ص)آمده و عرض کرد:

«ان هذه لهى المواساة»

[براستى که این معناى مواسات و برادرى است که على نسبت به تو انجام مى‏دهد!]

در چند روایت است که گفت:براستى فرشتگان از این مواسات و فداکارى على به شگفت آمده‏اند .

رسول خدا(ص)فرمود:آرى«انه منى و أنا منه»[على از من است و من از اویم.]جبرئیل گفت:«و أنا منکما»[من هم از شما هستم.]

و در آن هنگام صدایى شنیده شد که چند بار گفت:

«لا فتى الا على لا سیف الا ذوالفقار.»ابن أبى الحدید پس از نقل این قسمت گوید:

این خبر را جماعتى از محدثین براى من نقل کرده و از خبرهاى مشهور است.

و در تفسیر على بن ابراهیم است که در آن گیرودار نود جراحت و زخم بر سر و رو و سینه و دست و پاى على(ع)وارد شد.و در سیره حلبیه از زمخشرى نقل کرده که خود على(ع)فرمود:در آن روز شانزده ضربت به من خورد که چهار بار به زمین افتادم و در هر بار مردى خوش صورت و خوش بو مى‏آمد و بازوى مرا مى‏گرفت و از زمین بلندم مى‏کردم و مى‏گفت:پیش برو و در راه پیروى و اطاعت خدا و رسول او شمشیر بزن که آن هر دو از تو خوشنودند،و چون بعدها توصیف آن مرد را براى رسول خدا(ص)کردم فرمود:او را شناختى؟گفتم:نه،ولى شبیه به دحیه کلبى بود،فرمود:او جبرئیل بوده.

على بن ابراهیم از عمر بن خطاب نقل مى‏کند که در آن گیرودار وقتى ما دیدیم در برابر مشرکین نمى‏توانیم مقاومت کنیم و رو به فرار نهادیم ناگهان على بن ابیطالب را دیدم که چون شیر خشمناکى به این سو و آن سو حمله مى‏کند و چون چشمش به ما افتاد مشت ریگى برداشت و بر روى ما پاشید و گفت:روهاتان سیاه باد به کجا فرار مى‏کنید؟به سوى دوزخ!و ما همچنان به عقب مى‏رفتیم که دوباره على(ع)در حالى که شمشیر پهنى در دست داشت و از آن خون مى‏چکید به سوى ما آمد و گفت:پیمان بستید و آن را شکستید؟به خدا سوگند شما سزاوارترید به کشته شدن از اینان که من مى‏کشم!

عمر گوید:در آن حال به چشمان على(ع)نگاه کردم دیدم مانند دو کاسه خون است و من چنان دیدم که الآن است که ما را بکشد از این رو پیش رفتم و گفتم:یا أبا الحسن اجازه بده تا بگویم:رسم عرب چنان است که گاه فرار مى‏کند و گاه حمله مى‏کند،و در حمله بعدى جبران فرار را خواهد کرد!در این‏جا بود که گویا على(ع)شرم کرد و از ما گذشت و دل من قدرى آرام شد،و تا به حال هرگاه آن منظره را به یاد مى‏آورم قلبم مى‏تپد،و در آن حال کسى با رسول خدا(ص)نماند جز على و ابو دجانه!و در تفسیر مجمع البیان از انس بن مالک روایت کرده که على(ع)در آن روز بیش از نود زخم و جراحت از شمشیر و نیزه و تیر بر بدنش رسیده بود که رسول خدا(ص)پس از جنگ دست بر آن زخمها مى‏کشید و به اذن خداى تعالى التیام مى‏یافت.

ابو دجانه

دیگر از کسانى که در آن روز فرار نکرد و با کمال شهامت جنگید و از رسول خدا(ص)دفاع کرد ابو دجانه است که نامش سماک بن خرشه و از انصار مدینه است و از شجاعان معروف و بزرگان اصحاب رسول خدا(ص)است و از رشادتهاى او در همین جنگ احد آن است که اهل تاریخ نقل مى‏کنند در آغاز جنگ،رسول خدا(ص)شمشیر خود را در دست گرفته و فرمود:کیست که حق این شمشیر را ادا کند؟

چند تن از اصحاب مانند زبیر و دیگران برخاستند شمشیر را بگیرند ولى رسول خدا(ص)به آنها نداد تا اینکه ابو دجانه برخاست و پرسید:حق این شمشیر چیست؟حضرت فرمود:آن قدر به دشمن بزنى که خم شود.

ابو دجانه که به شجاعت معروف بود شمشیر را گرفت و دستارى قرمز داشت که هرگاه بر سر مى‏بست مردم مدینه مى‏گفتند:ابو دجانه دستار مرگ را بر سر بسته،در آن حال آن دستار را بست و با تبختر و تکبر خاصى شروع به رفتن کرد که رسول خدا(ص)فرمود:

«ان هذه لمشیة یبغضها الله الا فى هذا الموطن»[این راه رفتنى است که خداى تعالى جز در چنین جایى آن را دشمن دارد.]سپس حمله کرد و این رجز را مى‏خواند:

انا الذى عاهدنى خلیلى‏ 
و نحن بالسفح لدى النخیل‏ 
ألا أقوم الدهر فى الکیول

اضرب بسیف الله و الرسول (5) و با دلاورى خاصى که داشت به هر کس مى‏رسید با آن شمشیر او را به خاک مى‏انداخت تا آنجا که بالاى سر هند که شناخته نمى‏شد رسید و خواست شمشیر را بر سر او فرود آورد ولى او را شناخت و از قتل او صرفنظر کرد و چون بعدها سبب آن را پرسیدند ابو دجانه گفت:چون خواستم شمشیر را فرود آورم دیدم زنى است و با خود گفتم:شمشیر رسول خدا(ص)مقدستر از آن است که آن را به خون زنى آلوده کنم.

و در پاره‏اى از تواریخ است که به اندازه‏اى زخم بر بدن ابو دجانه وارد شد که بر زمین افتاد و على(ع)پیش آمده او را به دوش گرفته به کنارى برد. (6)

و در تفسیر فرات بن ابراهیم است که وقتى رسول خدا(ص)دید مسلمانان هزیمت کردند سر را برهنه کرد و فریاد زد:

«ایها الناس أنا لم امت و لم اقتل»

[من نمرده‏ام و کشته نشده‏ام.]

ولى کسى به سخن آن حضرت گوش نداده و رفتند،در این وقت رسول خدا(ص)به جاى خود بازگشت و کسى را جز على بن ابیطالب و ابو دجانه ندید،حضرت رو به ابو دجانه کرده فرمود:اى أبا دجانة من بیعت خود را از تو برداشتم مردم رفتند تو هم مى‏خواهى باز گردى بازگرد!ابو دجانه در جواب گفت:ما چنین بیعتى با تو نکردیم و چگونه ممکن است زنان انصار در زیر چادرها بگویند:من تو را به دست دشمن سپرده و جان خود را نجات دادم،اى رسول خدا پس از تو خیرى در حیات و زندگى نیست.

سهل بن حنیف و عاصم بن ثابت

این هر دو نیز از انصار مدینه بودند که طبق پاره‏اى از روایات با رسول خدا(ص)ماندند و بسختى از آن حضرت دفاع کردند و هر دو از تیراندازان ماهر و زبردست بودند و به وسیله تیرهاى کارى دشمنان را از پاى در مى‏آوردند،و هر دوى آنها ازافرادى بودند که طبق همان روایات در آن روز پیمان مرگ با رسول خدا(ص)بستند و متعهد شدند تا سرحد مرگ در راه دفاع از آیین اسلام و آن بزرگوار جنگ کنند و بخوبى به عهد و پیمان خویش وفا کرده و پایدار ماندند.

افراد دیگرى را نیز در برخى از تواریخ نقل کرده‏اند که در آن روز با رسول خدا(ص)ماندند از آن جمله ابن أبى الحدید از واحدى نقل کرده که گفته است:

هشت نفر در آن روز با رسول خدا(ص)پیمان مرگ بستند و همگى پا برجا ماندند و آنها عبارت بودند از:على بن ابیطالب،طلحه،زبیر که این سه نفر از مهاجرین مکه بودند،و پنج تن دیگر از انصار مدینه به نام:ابو دجانه،حارث بن صمة،حباب بن منذر،عاصم بن ثابت و سهل بن حنیف و از این هشت نفر هیچ یک کشته نشدند ولى دیگران همگى گریختند.

و از دیگرى روایت کرده که نام سعد بن عباده و اسید بن حضیرـیا سعد بن معاذ و محمد بن مسلمه را نیز به جاى آن دوـذکر کرده‏اند.و در نقل دیگرى باقیماندگان با آن حضرت را چهارده نفر(هفت تن از مهاجر و هفت تن از انصار)ذکر کرده است و به هر صورت جز على بن ابیطالب (ع)افراد دیگر مورد اختلاف و گفتگوست و چنین به نظر مى‏رسد که در میان فراریان نیز افراد فداکار و با ایمانى وجود داشته که پس از مقدارى هزیمت بازگشتند و به جنگ پرداختند و ضمنا این را هم باید دانست که افراد بزرگوارى چون مصعب بن عمیر،حنظلة بن ابى عامر،انس بن نضر،سعد بن ربیع،عمرو بن جموح و دیگران که نام برخى از آنها پیش از این ذکر شد با کمال فداکارى و ایمان جنگ کرده و به شهادت رسیدند و ظاهرا شهادت این افراد در همان گیر و دار حمله خالد بن ولید و قبل از فرار مسلمانان اتفاق افتاده و گرنه از حال آنان که در تاریخ ثبت شده به خوبى مى‏توان به دست آورد که آنها مرد فرار و هزیمت نبوده‏اند و بلکه عاشق و دلباخته شهادت در راه دین و دفاع از رهبر عالى قدر اسلام بوده‏اند،اما در عوض افراد بى‏ایمان و منافقى هم بودند که وقتى خبر قتل رسول خدا را شنیدند به یکدیگر گفتند:کاش کسى بود که از جانب ما به نزد عبد الله بن أبى مى‏رفت و به وى مى‏گفت:براى ما از أبى سفیان أمان بگیرد،و یا برخى از همان افراد بى‏ایمان بودند که‏در آن حال گفتند :اکنون که محمد کشته شد به همان آیین پدران خود باز گردید!

و برخى هم گفتند:اگر او پیغمبر بود کشته نمى‏شد!

و در اینجا بود که به نقل مورخین انس بن نضر قسمتى از این سخنان را شنید و پس از اینکه پاسخ آن افراد بى‏ایمان را داد سر به سوى آسمان بلند کرده گفت:

«اللهم انى اعتذر الیک مما یقوله هؤلاء».

[خدایا من از این گفتار ناهنجار اینان به درگاه تو پوزش مى‏طلبم!]

سعد بن ربیع

نام سعد بن ربیع در خلال داستان اسلام مردم مدینه و پیمان برادرى(در پاورقى)مذکور شد و ابن هشام و دیگران نقل کرده‏اند که چون سر و صداى جنگ احد خوابید رسول خدا(ص)فرمود :کیست که از حال سعد بن ربیع ما را با خبر کند؟مردى از انصار برخاست و گفت:من به دنبال این کار مى‏روم،و سپس به میان کشتگان آمد و او را در حالى که رمقى در تن داشت و دقایق آخر عمر را مى‏گذرانید مشاهده کرده بدو گفت:رسول خدا(ص)مرا فرستاد تا تو را پیدا کنم و وضع حال تو را بدو اطلاع دهم!

سعد گفت:من جزء کشتگانم،سلام مرا به رسول خدا(ص)برسان و بگو از خدا مى‏خواهم تا بهترین پاداشى را که خداوند از سوى امتى به پیغمبرشان مى‏دهد آن را به تو عنایت کند،و به مردم نیز سلام مرا برسان و بگو:سعد بن ربیع مى‏گوید:چشم بر هم زدنى از حمایت رسول خدا(ص)دست برندارید و از دفاع او غافل نشوید که اگر رسول خدا(ص)کشته شود و یکى از شما زنده بماند هیچ‏گونه عذرى در پیشگاه خداوند ندارید!این را گفت و از دنیا رفت.

و چون این سخن را به آن حضرت گفتند فرمود:

«رحمه الله نصح لله و لرسوله حیا و میتا».

[خدا سعد را رحمت کند که در حیات و مرگ از خیر خواهى و حمایت خدا و رسول او دست برنداشت .]

واقدى از مالک بن دخشم نقل کرده که گفت:من بر سعد بن ربیع گذارم افتاد ودیدم دوازده زخم کارى برداشته که هر کدام براى مرگ او کافى بود بدو گفتم:مى‏دانى که محمد کشته شد؟

سعد گفت:گواهى مى‏دهم که محمد رسالت پروردگارش را بخوبى انجام داد،تو برو و از دین خود دفاع کن که خداى بزرگ زنده است و هرگز نخواهد مرد.

و در نقل على بن ابراهیم است که آن مردى که به سراغ وى آمده بود گوید:رسول خدا(ص)جایى را نشان داد و گفت:آنجا برو و او را پیدا کن زیرا من او را در آنجا دیدم که دوازده نیزه بالاى سرش بلند شده بود،گوید:من همانجا آمدم و او را میان کشتگان دیدم دوبار او را صدا زدم پاسخى نداد بار سوم گفتم:رسول خدا(ص)مرا براى تفحص حال تو فرستاده،چون نام رسول خدا(ص)را شنید سربلند کرد و مانند جوجه‏اى که با شنیدن صداى مادر به شعف مى‏آید گویا جان تازه‏اى گرفت دهان باز کرده گفت:مگر رسول خدا(ص)زنده است؟گفتم:آرى،با خوشحالى گفت :«الحمد لله...»آن گاه پیغام و سلام او راـچنانکه در بالا ذکر شد نقل کردهـو در پایان گوید:در این وقت نفس عمیقى کشید که دیدم خون زیادىـمانند خونى که از گلوى شتر در وقت نحر بیرون مى‏آیدـاز بدنش خارج شد و از دنیا رفت.

و چون جریان را به رسول خدا(ص)گفتم فرمود:

«رحم الله سعدا،نصرنا حیا و أوصى بنامیتا».

[خدا رحمت کند سعد را که تا زنده بود ما را یارى کرد و در مرگ نیز سفارش ما را نمود .]

و به هر صورت داستان جنگ احد امتحان خوبى براى مسلمانان بود و به عبارت روشنتر میدان آزمایش خوبى بود تا مردمان با ایمان از افراد منافق و بى‏ایمان متمایز گشته و باطن هر یک بخوبى آشکار گردد.همان طور خداى تعالى نیز در قرآن کریم درباره همان جنگ پس از ذکر آیاتى این نکته را یادآور شده و مى‏فرماید:

«...و لیمحص الله الذین آمنوا و یمحق الکافرین» و نیز فرموده «...و لیبتلى الله ما فى صدورکم و لیمحص ما فى قلوبکم» و نیز در همین باره فرموده «و ما اصابکم یوم التقى الجمعان فباذن الله و لیعلم المؤمنین و لیعلم الذین نافقوا» . (7)

و در تاریخ جنگ احد نام چند زن فداکار و با ایمان نیز ذکر شده که براى نمونه یکى از آنها را نام مى‏بریم.

پى‏نوشتها:

1.در تاریخ طبرى،کامل و سیره‏هاى دیگر است که وقتى بازگشتند پیغمبر(ص)بدانها فرمود:«لقد ذهبتم فیها عریضة»یعنى خیلى راه رفتید؟ـیا فرمود:چه خبر بود که این قدر راه رفتید؟.

2.تاریخ طبرى،ج 2،ص 199،کامل ابن اثیر،ج 2،ص .156

3.چنانکه قوشچى در شرح تجرید،ص 486 بدان تصریح کرده و گفته:مردم جز على(ع)همگى فرار کردند،حاکم نیز در مستدرک،ج 3،ص 111،خوارزمى در مناقب،ص 21 از ابن عباس روایت کرده‏اند که گفته است:«انهزم الناس کلهم غیره»همه مردم جز على(ع)منهزم گشتند...

4.ولى در روایات زیادى از شیعه که در کتاب کافى و غیره است نام ابو دجانه نیز با على (ع)ذکر شده.

5.یعنى منم کسى که دوست و خلیلم در پاى کوه سفح پیش درخت خرما با من عهد کرده که هیچ‏گاه در آخر صفوف جنگ نمانم و اینک با شمشیر خدا و رسول او شمشیر مى‏زنم.

6.ابو دجانه پس از جنگ احد نیز در جنگهاى دیگر شرکت کرد و پس از رسول خدا(ص)در جنگ یمامه که مسلمانان با مسیلمه کذاب داشتند پس از شجاعت بى‏نظیرى که از خود نشان داد به شهادت رسید.

7.سوره آل عمران،آیه‏هاى 141،154 و .166

مريم کيانی بيدگلی
دوشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٦

 

 



 

مريم کيانی بيدگلی
جمعه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٦

آلبوم عکس مکه ومدينه انبی (ص)
 


1


2


3


4


5


6


7


8


9


10


11


12


13


14


15


16


17


18


19


20


21


22


23


24


25


26


27


28


29


30


31


32


33


34


35


36


37


38


39


40


41


42


43


44


45


46


47


48


49


50


51


52


53

  
54

مريم کيانی بيدگلی
پنجشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٦

گفتگو با مشاور سازمان ملی جوانان در فناوری اطلاعات :

تشريح اهداف و فعاليت های بخش IT سازمان ملی جوان /جشنواره‌ی اينترنتی پيامبر اعظم(ص) مهم ترين اقدام در سال 85

گروه وبلاگ: حجت‌الاسلام سيد حميد حسينی، مشاور آی تی سازمان ملی جوانان درباره‌ی وظايف اصلی سازمان ملی جوانان در بخش فنآوری اطلاعات و برنامه‌های اين سازمان برای گسترش و ارتقای فرهنگ استفاده از تكنولوژی نوين قرن بيست‌ويكم برای جوانان سخن گفت.

سازمان ملی حساسيت ويژه‌ای نسبت به بخش آی تی دارد

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، وی در گفت و گويی با خبرنگار گروه وبلاگ ايكنا گفت: سازمان ملی جوانان ستادی فكری و هماهنگ‌كننده در رابطه با امور جوانان كشور است و ماموريت اجرايی خاصی در زمينه‌های مختلف از جمله فناوری اطلاعات ندارد. در واقع هر يك از مسائل و مشكلات مربوط به جوانان متولی خاص خود را در كشور دارد و سازمان ملی جوانان بنا ندارد در حوزه‌ی وظايف ساير سازمان‌ها وارد شود، اما نقش سازمان ملی جوانان رصد كردن نيازها و مشكلات واقعی جوانان و برنامه‌ريزی كلان و ايجاد هماهنگی ميان سازمانهای اجرايی برای رفع اين مشكلات است. در مورد فناوری اطلاعات نيز نهادهايی چون وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، شورای عالی اطلاع‌رسانی و شورای عالی فناوری اطلاعات مسئوليت اصلی را بر عهده دارند. اما با توجه به اهميت و تأثير بسيار زياد اين فناوری در حوزه‌های مختلف مربوط به جوانان، اين سازمان حساسيت ويژه‌ای نسبت به بخش آی تی دارد و تلاش خواهد كرد ضمن شناسايی دقيق وضعيت موجود و مشكلات و نيازهای اين حوزه برای رفع آنها برنامه‌ريزی و هماهنگی لازم را انجام دهد.

 سازمانهای مردم‌نهاد (سمن)
از مهم‌ترين اين برنامه‌ها می‌توان به تقويت و گسترش سازمانهای مردم‌نهاد (سمن)(NGO) در زمينه‌ی فناوری اطلاعات و بهره‌گيری از اين سازمان‌ها برای ارتقای مهارت‌های رايانه‌ای نسل جوان و اجرای طرح‌ها و برنامه‌های فرهنگی و توليدی اشاره كرد

تقويت و گسترش سازمانهای مردم‌نهاد (سمن)

و در ادامه افزود: مهم‌ترين اقدامی كه تا كنون توسط سازمان ملی جوانان در عرصه فناوری اطلاعات انجام گرفته، گسترش آموزش مهارت‌های رايانه‌ای در ميان جوانان است. اين سازمان با همكاری سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای و جهاد دانشگاهی امكان فراگيری رايگان مهارت‌های رايانه‌ای را برای تعداد قابل توجهی از جوانان فراهم ساخته است. اما در دروه‌ی جديد تلاش ما اين است كه بيشتر به سمت برنامه‌های فرهنگی با اهداف مشخص‌تر برويم. از مهم‌ترين اين برنامه‌ها می‌توان به تقويت و گسترش سازمانهای مردم‌نهاد (سمن)(NGO) در زمينه‌ی فناوری اطلاعات و بهره‌گيری از اين سازمان‌ها برای ارتقای مهارت‌های رايانه‌ای نسل جوان و اجرای طرح‌ها و برنامه‌های فرهنگی و توليدی اشاره كرد. علاوه بر آن تلاش خواهد شد هماهنگی بيشتری ميان نهادها و مراكز تصميم‌گيرنده در زمينۀ فناوری اطلاعات ايجاد شود و از ظرفيت و توان اين سازمانها برای ارتقای فرهنگ استفاده از اين فناوری در ميان نسل جوان بهره‌گيری بيشتری صورت پذيرد.

مشاور آی تی سازمان ملی جوانان، عمده‌ترين و مهم‌ترين برنامه‌ی اين نهاد را جشنواره الكترونيكی پيامبر اعظم (ص) عنوان كرد كه به صورت مستقل در طراحی و پی‌گيری می‌شود، .

 وبلاگ‌نويسی دينی
اگر وبلاگ‌نويسی را از اين جهت دينی بناميم، منظورمان همه‌ی وبلاگ‌هايی است كه در مطالب و فعاليت‌های خود به ارزش‌های دينی احترام می‌گذارند

وبلاگ دينی

دانستن نظر و نگاه يك طلبه به وبلاگ‌نويسی جالب توجه است: پسوند دينی را با دو نگاه می‌توانيم به وبلا‌گ‌نويسی اضافه كنيم. گاهی يك امر را دينی می‌ناميم به اين دليل كه با قوانين و ارزش‌های دينی منطبق است. اگر وبلاگ‌نويسی را از اين جهت دينی بناميم، منظورمان همه‌ی وبلاگ‌هايی است كه در مطالب و فعاليت‌های خود به ارزش‌های دينی احترام می‌گذارند. در اين صورت فرقی نمی‌كند موضوع اين وبلاگ‌ها شخصی، سياسی، ورزشی، طنز يا هر موضوع ديگر باشد. با اين حساب، بيشتر وبلاگ‌های جوانان ما دينی خواهدبود. چرا كه بيشتر جوانان ما معتقد و متدين‌اند. اما گاهی منظور ما از دينی بودن يك امر، جهت‌گيری و موضوع آن است. با اين نگاه تنها وبلاگ‌هايی را می‌توانيم دينی بدانيم كه به موضوعات دينی می‌پردازند و جهت‌گيری آنها تبليغ دين و دفاع از مبانی و ارزش‌های دينی است. به نظر می‌رسد وقتی سخن از وبلاگ‌نويسی دينی است، نگاه دوم مورد نظر است. بنابراين وبلاگ‌ دينی وبلاگی است كه هدف از ايجاد و فعال نگه داشتن آن پرداختن به موضوعات دينی، تبليغ معارف و ارزشهای دينی و دفاع از دين است.

وی ادامه داد: اما اين كه آيا در وبلاگ‌نويسی بايد به صورت مستقيم به مباحث دينی پرداخت يا بهتر است از روش‌های غير مستقيم و جذاب استفاده نمود، موضوع ديگری است كه نياز به بحث و بررسی جداگانه دارد. شكی نيست كه در فعاليت‌های تبليغاتی و ترويجی استفاده از روش‌های غيرمستقيم تأثير بيشتری دارد؛ اما به هر حال نبايد از فعاليت‌های روشن، صريح و تخصصی نيز غافل شد.

 شرط مفيدبودن
مشاور آ‌ی‌تی سازمان ملی شرط اساسی مفيد بودن فناوری را، كيفيت شيوع و ميزان گسترش فرهنگ صحيح استفاده از آن دانست

وبلاگ دینی

حسينی كه خود چهار سال است كه بامحوريت دين وبلاگ می‌نويسد، در زمينه توسعه وبلاگ دينی و ارتقاء كيفيت، راه كارهايی پيشنهاد كرد: وبلاگ به عنوان رسانه و ابزاری كارآمد می‌تواند در پی‌گيری و تحقق بسياری از اهداف و رسالت‌های دينی نقش‌آفرين باشد. در حال حاضر وبلاگ‌های فراوانی در حوزۀ فعاليت‌های دينی فعال است و طيف وسيعی از جوانان را به خود جذب می‌كند و بايد اين وبلاگ‌ها از نظر محتوايی حمايت و تقويت شود. طرح‌هايی چون تأسيس دفتر توسعه‌ی وبلاگ دينی می‌تواند در اين زمينه مفيد و مؤثر باشد.

در ادامه وی به برخی اقدامات برای توسعه‌ی وبلاگ‌نويسی به ويژه با روی‌كرد دينی اشاره كرد: اقدام ديگری كه می‌تواند بر عمق و غنای محتوای وبلاگ‌های دينی بيافزايد، تشويق وبلاگ‌نويسان نسبت به افزايش اطلاعات علمی و معرفتی خود و قرار دادن منابع معتبر دينی در اختيار آنان است. برگزاری جشنواره‌های عميق و با كيفيت وبلاگ‌نويسی دينی، ايجاد تشكل و هماهنگی بيشتر ميان وبلاگ‌نويسان، معرفی و تشويق وبلاگ‌های پرمحتوا، برگزاری برنامه‌های فرهنگی و آموزشی و مانند آن از ديگر اقداماتی است كه می‌تواند چنين هدفی را محقق سازد.

 هدف برنامه‌ريزان
هدف برنامه‌ريزان عرصۀ فناوری اطلاعات و مسئولان فرهنگی بايد اين باشد كه برای وبگردی جوانان، آن‌قدر برنامه‌های جذاب و مفيد وجود داشته‌باشد كه او اساساً فرصت پرداختن به فعاليته‌ای مخاطره‌آميز و پذيرش دعوت سايت‌ها و افراد سودجو را نداشته‌باشد.

شرط اساسی مفيد بودن فناوری، كيفيت شيوع و ميزان گسترش فرهنگ صحيح استفاده از آن

مشاور آ‌ی‌تی سازمان ملی شرط اساسی مفيد بودن فناوری را، كيفيت شيوع و ميزان گسترش فرهنگ صحيح استفاده از آن دانست و در ادامه افزود: متأسفانه بسياری از دستاوردهای علمی و فنی غرب بدون شناخت كافی و فرهنگ لازم به جامعه ما منتقل شده و همين امر مشكلات و آفت‌هايی را به همراه داشته‌است. در مورد اينترنت نيز با اين روند شاهد لطمه‌های بزرگ فرهنگی و اجتماعی خواهيم بود. بنابراين لازم است نهادها و شخصيت‌های فرهنگی و مسئول در اين زمينه تحقيق و تأمل بيشتری داشته باشند و ضمن شناسايی لوازم و آفت‌های اين فناوری، با افزايش محتوا و برنامه‌های مفيد و سازنده، فرهنگ استفادۀ صحيح از اينترنت را گسترش دهند.

وی درباره‌ی وضعيت استفاده از اينترنت در ميان جوانان ايرانی و سوق دادن آن به مسيرهای مناسب و علمی گفت: لازم است تحقيقات دقيق و علمی صورت پذيرد، اگرچه تحقيقاتی پيش از اين انجام شده، و آنچه مسلم است اين است كه هنوز تا استفاده‌ی بهينه و مفيد از اينترنت فاصله‌ی زيادی داريم و بخش زيادی از استفاده‌ی جوانان از اين منبع عظيم اطلاعاتی صرف استفاده‌های بيهوده و غيرمفيد می‌شود. اما به هر حال راه‌هايی برای بهبود اين وضعيت وجود دارد. بی‌ترديد به هر ميزان كه حجم مطالب و برنامه‌های مفيد و سازنده در اين شبكه افزايش پيدا كند به همان نسبت از اثرات و برنامه‌های مخرب و يا بی‌محتوا كاسته خواهدشد.

مهم‌ترين آفت‌ در مسير جوانان، بی‌هدفی است

حجت‌الاسلام حسينی معتقد است: مهم‌ترين تهديدات و آفت‌ها در مسير جوانان، بی‌انگيزه‌گی و بی‌هدفی است. همان‌گونه كه اگر يك جوان بدون مقصد و هدفی خاص در خيابان‌های شهر پرسه بزند انحرافات و مشكلات زيادی در مسير او قرار خواهد گرفت، در محيط وب نيز اگر وب‌گردی بدون هدف و برنامه‌ای خاص باشد، راهزنان بسياری در كمين خواهندبود و به تدريج فرد را به جايی خواهند برد كه هرگز گمان نمی‌كرد. هدف برنامه‌ريزان عرصۀ فناوری اطلاعات و مسئولان فرهنگی بايد اين باشد كه برای وبگردی جوانان، آن‌قدر برنامه‌های جذاب و مفيد وجود داشته‌باشد كه او اساساً فرصت پرداختن به فعاليته‌ای مخاطره‌آميز و پذيرش دعوت سايت‌ها و افراد سودجو را نداشته‌باشد.

 نگاه ساده‌انديشانه به فيلترينگ
اگر گمان كنيم صرفا با فيلترينگ می‌توانيم در مقابل اين تهديدات ايستاده‌گی كنيم بسيار ساده‌انديشانه با اين موضوع مهم برخورد كرده‌ايم

وی ضمن اشاره به نقش و مسئوليت دولت در قبال سلامت اجتماع، نسبت به تهديدهای فزاينده‌ی اخلاقی و فرهنگی كه اين‌روزها بخش زياد‌ی از آن با اينترنت به جامعه حمله‌ور شده گفت: اما قبول دارم كه اين موضوع بسيار پيچيده و ظريف است و اگر گمان كنيم صرفا با فيلترينگ می‌توانيم در مقابل اين تهديدات ايستاده‌گی كنيم بسيار ساده‌انديشانه با اين موضوع مهم برخورد كرده‌ايم. اما اين كه فيلترينگ به خانواده‌ها سپرده شود چندان مفيد و عملی به نظر نمی‌رسد. چرا كه بسياری از خانواده‌ها امكان يا شناخت لازم را برای اين كار ندارند. البته مجموعه‌ای از اقدامات در اين زمينه بايد انجام شود كه يكی از مهم‌ترين آنها توجيه خانواده‌ها و ترويج فرهنگ استفادۀ صحيح از اين فناوری است.

جشنوارۀ الكترونيكی پيامبر اعظم(ص)

دبير جشنوارۀ الكترونيكی پيامبر اعظم(ص)، اين جشنواره را يكی از اقدامات سازمان ملی جوانان معرفی كرد كه علاوه بر آثار معرفتی، فرهنگی و ارتقای شناخت جوانان نسبت به شخصيت و سيره‌ی پيامبر اكرم، نتايج مهمی در سالم‌سازی محيط اينترنت و ترويج فرهنگ استفادۀ صحيح از اينترنت خواهدداشت. اين جشنواره در بخش‌ها و رشته‌های متنوعی طراحی شده و همه‌ی جوانان با همه‌ی سلايق و توانايی‌ها می‌توانند در چند رشته از آن شركت كنند. رشته‌های متنوع هنری در كنار رشته‌هايی چون كتابخوانی و آموزش الكترونيكی سيره‌ی نبوی، جامعيت خوبی به اين چشنواره بخشيده و اميدوارم با تدابيری كه انديشيده شده، شاهد برنامه‌ای بسيار گسترده و پرمخاطب در اين زمينه باشيم. دبيرخانه و محل اجرای تمامی مراحل اين جشنواره‌ی بزرگ پايگاه اينترنتی www.payambar.ir است. اين پايگاه علاوه بر آن كه امكان عضويت و شركت علاقمندان را در همه‌ی بخش‌های جشنواره فراهم می‌كند، نمايشگاهی پويا و جذاب از آثار و فعاليت‌ها را در طول برگزاری جشنواره ارائه می‌كند.

 جوانان زياد ِ فعال
اكنون جوانان با استعداد زيادی هستند كه به دليل در اختيار نداشتن امكانات، عدم ارتباط با سازمان‌ها و مراكز بزرگ، عدم امكان حضور در نمايشگاه‌های تخصصی و مانند آن، نمی‌توانند استعدادهای خود را شكوفا كنند

حمايت از استعدادهای نخبه

حمايت از استعدادهای نخبه در فناوری اطلاعات در قالب طرح‌ها و برنامه‌های مختلف در حال اجراست. مشاور آی‌تی سازمان ملی جوانان يكی از طرح‌های اين سازمان را حمايت از سازمان‌های مردم‌نهاد (سمن)(NGO) در زمينۀ فناوری اطلاعات است. اين سازمان‌ها بهترين امكان را برای رشد جوانان با استعداد فراهم خواهدآورد. اكنون جوانان با استعداد زيادی هستند كه به دليل در اختيار نداشتن امكانات، عدم ارتباط با سازمان‌ها و مراكز بزرگ، عدم امكان حضور در نمايشگاه‌های تخصصی و مانند آن، نمی‌توانند استعدادهای خود را شكوفا كنند. اما اگر آنها در قالب سازمان‌هايی كوچك و خودجوش متشكل شوند و شبكه‌ای گسترده در اين زمينه ايجاد شود، به آسانی می‌توان ارتباط و انسجام لازم را ميان آنها ايجاد كرد و علاوه بر حمايت‌های مختلف مادی و معنوی، آموزش‌های تخصصی را نيز از طريق آنها در سطح گسترده‌ای در ميان جوانان گسترش داد.

منبع:ایکنا

مريم کيانی بيدگلی
چهارشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٦

چرا آمريكا هميشه مي‌خواهد ابرقدرت باشد؟

متأسفانه اين انديشه در بين سياستمداران آمريكائى از ابتداى شكل‌گيرى و يا به عبارت بهتر اندكى پس از آن‌جاى داشته كه آنها ملتى با فرهنگ، برتر و داراى ارزشها و اصول متمدن مي‌باشند كه ضامن سعادت و رفاه جوامع ديگر مي‌باشد اين طرز تفكر بويژه پس از جنگ دوم جهانى كه همراه با نابودى اقتصادى اروپا و شوروى كه در كانون جنگ خانمانسوز جهانى دوم قرار داشتند و قدرت‌گيرى اقتصادى آمريكا بواسطه دورى از مناطق جنگى تقويت گرديد. «هرمان ملويل» نويسنده معروف آمريكا در قرن نوزدهم مي‌نويسد كه «ما آمريكائيها ملتى خاص، قومى برتر و اسرائيل عصر حاضر هستيم، ما ناخداى كشتى آزاديها هستيم. » «جان آدامز» هم پس از آنكه بجاى جرج واشنگتن در پست رياست جمهورى آمريكا قرار گرفت اعلام كرد كه «آمريكا به خواست خدا بوجود آمد تا صحنه به كمال رسيدن انسان باشد. »

رئيس جمهور «نيكسون» پا را فراتر نهاده و اعلام نمود كه خدا با ملت آمريكاست، خواست خداوند اين است كه آمريكا رهبرى دنيا را به دست بگيرد. همچنين «ويليام براين» از عناصر افراطى حكومت آمريكا معتقد است كه آمريكا مأخذ و منبع اصلى معنوى در رشد جهان و تنها ميانجى ممكن و مورد قبول در منازعات بين‌المللى است. اين مسأله حتى مورد اعتراض بسيارى از دست‌اندركاران سياسى آمريكا نيز قرار گرفته است. «هنرى كسينجر» وزير خارجه اسبق آمريكا با انتقاد از اين طرز تفكر، معتقد است كه اين نوع طرز تفكر و سياست‌گذارى خارجى، باعث آزردگى ساير كشورها مي‌گردد و جايگاه آمريكا را تنزل مي‌دهند. وى معتقد است كه آمريكا نبايد به دنبال يكسان‌سازى جهانى باشد.




 - روژه‌گارودى، آمريكاستيزى چرا، ترجمه جعفر ياره، (تهران، سازمان عقيدتى سياسى ارتش جمهورى اسلامى، 1380)، ص 13.

 - همان، ص 14.

 - همان، ص 14.

 - همان.

 - محمود، سريع‌القلم، «مبانى نظرى سياست خارجى دولت بوش»، مجله مطالعات منطقه‌اى، مركز پژوهشهاى علمى و مطالعات استراتژيك خاورميانه، جلد سيزدهم، 1381، ص 9 – 8.

مريم کيانی بيدگلی
دوشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٦

 

ردیف

نام خانوادگی

نام

         1.        

آسمان

محمدجواد

         2.        

آقامحمدی

تيمور

         3.        

احمدی تنکابنی

نفیسه

         4.        

اديبی

امير

         5.        

ازهری

علی

         6.        

استاد حسن معمار

امیر

         7.        

اسفندیاری

محمد

         8.        

افتخاری

سيدامير

         9.        

اكبر شاهی

امير

      10.     

امیدی ارجنکی

امید

      11.     

اميري

سجاد

      12.     

اورنگ

مریم

      13.     

ایزدی

محمد رضا

      14.     

باباجانی محمدی

رضا

      15.     

باباميری

سيد محمد

      16.     

برخورداری

زينب

      17.     

پارسا پور

عرفان

      18.     

پازوكی

يعقوب

      19.     

ترابپور

اكبر

      20.     

ترابی

دنا

      21.     

تقوی مطلق

ليلا

      22.     

توقع همدانی

زينب

      23.     

تولایی

حسین

      24.     

جعفری حسينی

سيد محمد امين

      25.     

جلوداريان

سارا

      26.     

حبيب‌وند

محبوب

      27.     

حسینی

مهدی

      28.     

حسينی‌فر

سيدعلی

      29.     

حیدری

فاطمه

      30.     

خراسانی

فاطمه

      31.     

خيرخواه

محمد

      32.     

دلیر

سجاد

      33.     

دوست‌محمدی

امير

      34.     

ذاکری

مهدی

      35.     

رجبعلیزاده کاشانی

علیرضا

      36.     

رجبی

كلثوم

      37.     

رضادوست

وحيد

      38.     

رضايی

محمد

      39.     

رهنما

رشید

      40.     

زاده نيل ساز

امين رضا

      41.     

زارع

مهدی

      42.     

زارع

مهدی

      43.     

زرگر

ابراهيم

      44.     

زنگانه

صالح

      45.     

سامعی

امين

      46.     

سميعی

ابوالفضل

      47.     

سوهانی

زهره

      48.     

شرافت

سيد محمد جواد

      49.     

شریعت‌زاده

محمد

      50.     

شریعتی

ایمان

      51.     

شريعتی مهر

كوثر

      52.     

شیرنژاد باروق

زهرا

      53.     

صادقی

امير

      54.     

صفورا

محمد علی

      55.     

طحانی

محمد

      56.     

عارفی

بابك

      57.     

عرفان‌پور

ميلاد

      58.     

عرفانی

محمد

      59.     

عظیمی

کریم

      60.     

فاطمه

بتول

      61.     

فریدی زاده

علی

      62.     

قانع

سکینه

      63.     

قربانيان رهور

سعيد

      64.     

قندی

طیبه

      65.     

کردان

هادی

      66.     

کرمی

حمیدرضا

      67.     

کرونی

هاشم

      68.     

کیانی بیگدلی

مریم

      69.     

كرمی

حميد رضا

      70.     

لطف‌خدايی

رقيه

      71.     

مبينی

مجيد

      72.     

محمدزکی گودرزی

سعیده

      73.     

مرتضايی سمنانی

هورشاد

      74.     

مسعودی

سارا

      75.     

مقدس

محسن

      76.     

موسوی

معصومه سادات

      77.     

موسوی

سید محسن

      78.     

موسوی

سید

      79.     

موسوی

سيد مهدی

      80.     

موسوی عارف

سید شهاب

      81.     

موسوی قاديكلايی

سيد مجتبی

      82.     

  موسویان

سید مهرداد

      83.     

موسوی‌زاده

فریبا

      84.     

نانچائی

فاطمه

      85.     

ندری پری

سمیرا

      86.     

نصرالهی

رضوان

      87.     

نوری

محمود

      88.     

نيرومند قوچانی نژاد

حامد

      89.     

وکیلی تجره

اکبر

      90.     

یعقوبی

سعیده

      91.     

یوسفی

سید صابر

      92.     

یوسفی

رویا

مريم کيانی بيدگلی
دوشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٦

 

 اسامی برگزیدگان جشنواره
اسامی برگزیدگان رشته‌های مختلف جشنواره پیامبر اعظم )ص( اعلام شد.

مريم کيانی بيدگلی
چهارشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٦

ماتم

سوزش زهر به یکباره تمام بدنش را بگرفت

                                             و به پایان که رسید

                                                                     به یارش پیوست

                                                                            از آن روز همه جا غرق در ماتم شد

شهادت یازدهمین پیشوای شیعیان جهان حضرت امام حسن عسگری(ع) بر همگام تسلیت باد.

چند سخن از امام(ع):

براى ادب تو همين بس كه آنچه را از ديگران نمى ‏پسندى، از آن دورى كنى.

شادى كردن در حضور غمگين، از ادب به دور است.

هر كه نهانی برادر خود را پند دهد او را آراسته و زیور بسته ، و هر كه در برابر دیگرانش پند دهد زشتش كرده .

چه زشت است برای مؤمن دلبستگی به چیزی كه او را خوار می كند.

مريم کيانی بيدگلی
پنجشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٦

 

مريم کيانی بيدگلی
سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥

 

در آخرين روزهای سال پيامبر اعظم(ص)، می‌خواهيم به همان راحتی و سادگی كه در برابر«آينه» می‌ايستيم، در مقابل اوصاف و رفتار آخرين سفير الهی بنشينيم و چشم دل در جلوه‌های رفتار او كه "اسوه و الگوی حسنه" و متخلق به اخلاق الهی است، بدوزيم.

سيره و روش زندگی حضرت محمد (ص) به عنوان خاتم پيامبران، از جمله روش‌هايی است كه خداوند آن را به عنوان يك نمونه مورد تاييد برای انسان‌ها توصيه كرده‌است و به روشنی در قرآن كريم، رسول گرامی اسلام را به عنوان اسوه و الگوی حسنه، معرفی كرده است. در اين گزارش، سعی ما بر اين است تا هرچند محدود به بيان گوشه‌ای از سيره و همچنين توصيه‌های نبوی در خصوص رفتارهای فردی و اجتماعی بپردازيم.

حقوق مسلمانی

در جامعه اسلامی، مسلمان متعهد خود را نسبت به برادران دينی، مسئول احساس می‌كند و تكاليفی بر عهده او است. طبعاً هر مسلمانی بايد اين حق را برگردن خويش احساس كند. اين حقوق بسيار است، كه در اين مجال به برخی از آنها كه در احاديث اسلام آمده است اشاره می‌شود:

1ـ اينكه مسلمان، مسلمان ديگر را با دست و زبان نرنجاند؛ (خدا را بر آن بنده بخشايش است/ كه خلق از وجودش در آسايش است) و اين از مهمترين اصول اخلاقی و معاشرتی اسلام و نشانه مسلمانی است تا آنجا كه رسول خدا(ص) فرموده است: «المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده»؛ مسلمان كسی است كه مسلمانان از زبان و دست او در سلامت و آسايش باشند.

2ـ وفای به عهد و عمل كردن به وعده و پرهيز از خلف و عده، يكی ديگر از حقوقی ا ست كه در روايات آمده و مسلمان در برابر مسلمان بايد خود را به آن موظف بداند. رسول خدا فرمود: «هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، هرگاه كه وعده می‌دهد، به آن وفا كند.»

3ـ پوشاندن عيوب مسلمانان جهت حفظ آبروی آنان؛ به تعبير سول خدا، هر كس عيب‌پوش مسلمانی باشد، خداوند هم عيب او را در دنيا و آخرت می‌پوشاند.

4ـ حفظ عرض و آبروی يك مسلمان در غياب او و اگر كسی به يك مسلمان تهمتی زد، دفاع از او واجب است و اگر بتواند دفاع كند و تهمت را دفع كند و كوتاهی و سستی كند، به مقتضای روايات در گناه تهمت زنندگان شريك است. كسی نزد پيامبر اكرم(ص) از مسلمانی بدگويی كرد و به آبروی او متعرض شد، پيامبر(ص) آن سخن را رد كرد و از او طرفداری نمود، سپس فرمود: «هر كس از آبرو و حيثيت برادر دينی‌اش دفاع كند، اين دفاع در قيامت حجابی از آتش می‌شود و او را حفظ می كند:«من رد عن عرض اخيه كان له حجابا من النار»

حقوقی كه ياد شد، نه همه حقوق، بلكه برخی از حقوق مسلمانی است كه برای هر كدام احاديث فراوانی در منابع ما نقل شده است كه جهت پرهيز از طولانی شدن بحث،‌ به اشاره‌ای بسنده كرديم.

حسن خلق

از رموز موفقيت حضرت رسول(ص)در دعوت و رسالت خويش، اخلاق نيكو و برخورد شايسته و جذاب با مردم بود و با همين«اكسير اعظم»دلها را جذب می‌كرد، دشمنان را دوست می‌ساخت، كينه‌ها را به مهربانی مبدل می‌كرد، الفت می‌آفريد و پيوند می‌داد، دل‌ها را با دل‌ها، دست‌ها را با دست‌ها! و به همين سبب مدال «انك لعی خلق عظيم» از خدای عظيم دريافت كرد.

كلام نرم، رفتار شايسته، گفتار مودبانه و جاذبه دار، تحمل فراوان و حلم و بردباری و چهره گشاده و بشاش، از مظاهر و جلوه‌های «حسن خلق» است. اگر خداوند به صاحبان حسن خلق، پاداش جهاد و شهادت می‌دهد، بی‌جا و گزاف نيست، چرا كه اين هم نوعی مجاهده است. پيامبر اكرم(ص) برای تثبيت و گسترش همين كمالات اخلاقی و «خوش خويی» برانگيخته شد، از كلمات نورانی او است: «ان الرجل يدرك بحسن خلقه درجه الصائم القائم»؛ گاهی انسان در سايه خوش‌خويی، به مقام و رتبه روزه داران شب زنده‌دار می‌رسد!‌

سلام و مصافحه

پيوندهای اجتماعی نيازمند تحكيم است. استوار سازی اين رشته‌ها با كلی گوئی به دست نمی‌آيد. باييد نمونه‌های عملی و مصداق‌های خاص و روشن ارائه شود، تا مرزهای دوستی و پيوندهای عاطفی استوارتر گردد و پايدار بماند. «سلام» و دست دادن يكی از آن امور است. سلام، چراغ سبز آشنائی است. و در پی آن، دست دادن و «مصافحه». سلام دادن به ديگران نه تنها چيزی از زقدر و منزلت انسان نمی‌كاهد بلكه محبت آور و صفا بخش است و نشانه‌ای از تواضع و فروتنی و نداشتن كبر است. پيامبر اكرم(ص) نيز فرمود: «اذا تلاقيتم، فتلاقوا بالتسليم و تصافح»، هرگاه يكديگر را ديديد، با سلام و دست دادن، با هم ديدار كنيد.

سيره رفتاری پيامبر(ص) چنين بود كه به هركس می‌رسيد ابتدا به او سلام می‌داد، به خصوص در مورد سلام كردن به كودكان می‌فرمود: «پنج صفت است كه تا زنده‌ام، آنها را رها نخواهم كرد، يكی سلام دادن به كودكان است، تا پس از من سنت گردد.»

مردم داری

يكی از ضرورت‌های اخلاقی مسلمانی و معاشرت مكتبی «مردم داری» است. اين، رمز و راز حيات اجتماعی از مسلمان است و برای او «پايگاه مردمی» و برخورداری از رأفت و رحمت و مودت و حمايت مردم را فراهم می‌آورد.

اين تعليم حضرت رسول است كه: «ای مردم! می‌دانم كه نمی‌توانيد با اموالتان همه مردم را راضی كنيد، ولی با چهره باز و گشاده رويی و خوش اخلاقی، می‌توانيد.»

مدارا با مردم

همه انسان‌ها در خصلت‌های اخلاقی و شيوه‌ی رفتار يكسان نيستند. اين تفاوت در برخی از موارد بروز می‌كند و مايه اختلاف می‌شود، اختلافی كه البته قابل اجتناب است، آن هم با شيوه مدارا و سازگاری در اخلاق و برخورد.

اگر در دستورهای دينی ما بر حسن خلق تأكيد شده است، يكی از مصداق‌های بارز آن مدارا است. مدارا يك تكليف اخلاقی در اسلام است. از رسول خدا(ص) روايت است:«أمرنی ربی بمداراة الناس كما أمرنی بأداء الفرايض»؛ همان‌گونه كه پروردگارم مرا به انجام واجبات فرمان داده است، به مدارا با مردم دستور داده است. نيز در حديث نبوی است كه:«مداراة الناس نصف الايمان و الرفق بهم نصف العيش»؛ «نيمی از ايمان، مدارای با مردم است و نيمی از زندگی، رفق و ملاطفت با آنان است.»

آداب ميهمانی و ضيافت

از برجسته‌ترين خصلت‌های نيك مردان و آزادگان، كرم و سخاوت است. «ضيافت» و داشتن دستی باز و ميهمان‌داری و ميهمان‌نوازی، از نشانه‌ها و جلوه‌های روحيه فتوت و جوان‌مردی است. معاشرت‌ها، ديد و بازديدها و رفت و آمدها، گاهی به صورت «ميهمانی» است. از اين رو آشنايی به آداب ضيافت و رسوم دينی مهيمانی، در محدوده «اخلاق» معاشرت می‌گنجد.

ميهمان، رحمت الهی است و پذيرايی از ميهمان، توفيقی ارجمند است كه نصيب هر كس نمی‌شود، ميهمان حبيب خداست. در ضرب المثل‌های ايرانی است كه: «ميهمان، روزی خود را می‌آورد»، البته اين ضرب المثل، از احاديث اسلامی گرفته شده و ريشه‌ای دينی دارد. از حضرت رسول(ص) روايت است كه «الضيف ينزل برزقه...»؛ «ميهمان، روزی خود را نازل می‌كند»، البته اضافه بر اين، گناهان صاحب خانه و ميزبان را می‌زدايد و اين بركتی شگفت است.

مهمان هديه خدا است:‌ به فرموده رسول خدا(ص) ميهمانی تا 3 روز است و بيشتر از آن صدقه است و مهمان بايد پس از سه روز تغيير جا دهد.

با مهمان غذا بخوريد: قال رسول الله: «و اكل ضيفك فان الضيف يستحی ان ياكل وحده»، رسول خدا(ص)فرمود: «همراه مهمان خويش غذا بخور، زيرا مهمان شرم دارد كه تنها غذا بخورد.»

سوغات سفر

چه خوب است كه ديدارها، همراه با تحفه و هديه‌ای باشد،‌ تا لذت بخش‌تر و مودت آميزتر گردد. اين كار، بازگشت از سفرها را شيرين می‌كند، و در خاطره‌ها زنده نگه می‌دارد. چه بسيار كسانی كه خاطره شيرين يك سفر را تنها از رهگذر هديه و سوغاتش در ياد خود نگه داشته‌اند. مهم، اصل هديه و سوغات است. قيمت آن مهم نيست، يعنی ارزش معنوی و عاطفی هديه، مورد توجه است، نه ارزش مادی و ريالی آن.

لازم نيست سفر حتما طولانی يا به مكان‌های دور باشد، تا هديه بطلبد! و مهم نيست كه سوغات گران‌بها و دارای ارزش‌های مادی بالا باشد. بشنويم از اسوه اخلاق، حضرت رسول(ص) كه فرمود:«هرگاه يكی از شما به سفر رفت، هنگامی كه به‌سوی خانه و خاونواده‌اش برمی‌گردد، حتما برايشان هديه و سوغات آورد حتی اگر شده سنگی باشد!»

روشن است كه هدف آن حضرت، آوردن سنگ نيست، بلكه منظور حضرت آن است كه هديه هر چقدر هم ارزان و ناچيز باشد، موضوعيت دارد.

عيادت بيمار

از نمونه‌های بارز اخلاق معاشرت، رفتن به عيادت بيماران است. از بهترين كارها كه پاداش بسيار دارد و موجب رضای خالق و مخلوق می‌شود عيادت است. اين عمل در اسلام، آداب خاصی دارد و بسيار خوب است كه انسان به عنوان سركشی و احوال‌پرسی از مريض به سراغ او برود، كم بنشيند، دست و نبض بيمار را بگيرد و دست بر پيشانی‌اش بگذارد و برای او دعا كند.

حتی چيزی با خود بردن هنگام رفتن به عيادت بيمار بسيار پسنديده است. هديه و بردن سوغات، برای بيمار جنبه الهی دارد و آن را بايد به حساب خدا بگذاريم. زيرا پاداش بيشتری می‌بريم و هم به ترويج اين‌گونه سنت‌های اسلامی در اخلاق معاشرت، كمك كرده‌ايم. با اين وجود، نبايد در دادن هديه و بردن سوغات يا رفتن به عيادت بيمار، حساب عوض و جايگزين آن را كرد.

رسول اكرم فرموده است: «عد من لا يعودك و أهد من لا يهدی لك»؛ «به عيادت كسی برو كه از تو عيادت نكرده است. برای كسی هديه ببر كه برای تو هديه و سوغات نياورده است.»

حقوق همسايه

محدوده رعايت حقوق همسايگان و داشتن رفتار شايسته،‌ تنها به همسايه دست راست و چپ خانه منحصر نمی‌شود و تنها به پرهيز از آزار هم خلاصه نمی‌گردد. رسيدگی، احوال‌پرسی، رفت و آمد، مساعات و ياری، عيادت، انفاق و صدقه، رفع نياز، همدردی و ... از جمله اموری است كه بر عهده هر همسايه است و اينها نشانه فتوت و جوان مردی است.

چگونه انسان شرافتمند و با وجدان می‌تواند آسوده و با شكم سير بخوابد و مرفه و برخوردار باشد، در حالی‌كه در همسايگی‌ او محرومان تهيدست، يتيمان بی‌سرپرست، گرسنگان بينوا و بدهكاران درمانده باشند و او بتواند گرهی بگشايد، اما بی‌تفاوت باشد؟ اينجاست كه كلام نورانی پيامبر خدا، بر تارك تاريخ می‌درخشد كه فرمود: «هر كس سير بخوابد، در حالی كه همسايه مسلمانش گرسنه باشد، به من ايمان نياورده است. «ما ءامن بی من بات شبعانا و جاره المسلم جائع» آری، مسلمانی به عمل است، نه به ادعا و شعار!

اين حقوق و رعايت‌ها به تعبير احاديث، تا مرز چهل همسايه از هر طرف است. امام صادق(ع) از رسول اكرم(ص) نقل می‌كند كه فرمود: «هر چهل خانه از هر چهار طرف، همسايه محسوب می‌شود.»

گره گشايی

از توفيقات مهم يك انسان، آن است كه گشايش معضلات مردم به دست او باشد. نعمتی است كه هزاران شكر و سپاس می‌طلبد. كارگشايی، از مقدس‌ترين خدماتی است كه مورد قبول و امضای آيين خدا و شرع محمدی است. آنان كه خالصانه و بی‌توقع و چشم داشت، گره از كار بسته مردم می‌گشايند، بندگان خاص خدا و مأموران ويژه الهی‌اند. توفيق و امداد الهی را همراه دارند، فيض دنيوی و اجر اخروی نيز، دستاورد اين خدمت است.

نبی مكرم اسلام هم فرموده است: «خير الناس من انتفع به الناس»؛ «بهترين مردم كسی است كه مردم از او سود و بهره ببرند.»

گزينش دوستان

دوست،‌ همدم تنهايی‌های انسان، شريك غم‌ها و شادی‌ها، بازوی ياری رسان در نيازمندی‌ها، تكيه‌گاه انسان در مشكلات و گرفتاری‌ها و مشاور خيرخواه در لحاظت ترديد و ابهام است.

دوستان هركس، مبنای قضاوت ديگران نسبت به اخلاق و شخصيت و افكار اوست. به علاوه تأثيرپذيری انسان از دوستان در سنين مختلف، چه كودكی، چه جوانی و چه حتی ميان سالی، بسيار است، تو اول بگو با كيان دوستی پس آنگه بگويمی كه تو كيستی، از اين رو دقت در گزينش «دوست موافق» به سلامت اخلاقی و رفتاری انسان كمك می‌كند. به فرموده حضرت رسول(ص): «مثل همنشين شايسته و خوب، مثل عطار است، كه اگر از عطر خودش هم به تو ندهد، ولی از بوی خوش او به تو می‌رسد، و مثل همنشين بد، همچون كوره پز آهنگری است كه اگر لباس تو را هم (جرقه‌های آتش كوره) نسوزاند، ولی بوی كوره به تو می‌رسد!»

بنابراين، همچنان كه زنبور عسل هنگام مكيدن شيره گلها برای تبديل به عسل گلهای سمی را از غير سمی تشخيص می‌دهد، انسان نيز بايد دوستان را با گزينش انتخاب نمايد.

ابراز علاقه

آنچه بيشتر به جنبه معاشرتی مربوط می‌شود، آشكار كردن محبت و علاقه به ديگران است اگر كسی را دوست داريد، چه از دوستان و برادران ايمانی، يا نسبت به فرزندان و همسر و .... اين محبت را بر زبان آوريد و آن را ابراز كنيد، تا محبت‌ها افزوده شود و دوستی‌ها تداوم و استمرار يابد.

انسان علاقه دارد كه مورد علاقه و محبت ديگران باشد، اگر آن دوست داران محبت خود را آشكار كنند، محبوب هم به محبان علاقه‌مند می‌شود و اين محبت دوجانبه، زندگی‌ها را از صفا و صميميت‌ بيشتری برخوردار می‌سازد.

از پيامبر خدا روايت شده است كه فرمود: «اذا احب احدكم صاحبه او اخاه فليعلمه»؛ «هر يك از شما دوست يا بردار دينی‌اش را دوست بدارد، پس به او اعلام كند.»

نقش ابراز علاقه در خانواده

نكته‌ای كه ياد شد، غير از محيط اجتماعی و روابط انسانی مسلمانان با يكديگر، در محيط خانه و ميان افراد خانواده هم مطرح است. معنای زندگی به حاكميت عشق و علاقه بر محيط زندگی و معاشرت است و اگر دوستی و علاقه نباشد، زندگی جهنمی سوزان و محيطی است سرد و بی‌روح. پيامبر اكرم فرمود: «قول الرجل للمراه انی احبك لايذهب من قلبها ابدا»؛ «اينكه مرد به همسر خود بگويد: «دوستت دارم» هرگز از دل همسر بيرون نمی‌رود.» البته ابراز دوستی و محبت،‌ تنها به گفتن و لفظ نيست، گاهی احترام كردن، هديه و سوغات خريدن و اين گونه حركات، ‌نشانه عشق و دوستی است.

منبع:http://www.iqna.ir

مريم کيانی بيدگلی

 

آرشيو

تماس با من

 

آوای دل

آلبوم المعلم - سامي يوسف

Download

Play

الله الله الله

Download

Play

المعلم

Download

Play

تفكر

Download

Play

خالق

Download

Play

غار حرا

Download

Play

معشوق كيست؟

Download

Play

مناجات

Download

Play

يا ايها الناس

Download

Play

يا مصطفي

کتابخانه الکترونيکی وبلاگ رسول مهر

عنوان

نويسنده
سيره نبوي  
ختم نبوت مرتضي مطهري
پيامبر امي مرتضي مطهري
خاتميت مرتضي مطهري
نبوت مرتضي مطهري
وحي و نبوت مرتضي مطهري

پيامبر (ص) در مدينه «نقطه عطفى در بالندگى دعوت اسلامى»

على حُجّتى كرمانى

حاكميّت سياسى پيامبر(ص) و امامان(ع) از نگاه قرآن

محمد علي رستميان
برگزيده تاريخ پيامبر اسلام (ص) محمد ابراهيم

آيتي

بامداد اسلام عبد الحسين زرين كوب
دولت رسول خدا صلى الله عليه و آله(ص) صالح احمد

 العلى

احمد (ص)موعود انجيل آيت الله شيخ جعفر سبحاني
چكيده تاريخ پيامبر اسلام(ص) محمد ابراهيم آيتي
حجّ پيغمبر(ص) كاظم مديرشانه چى
اخلاق از ديدگاه قرآن پيامبر و عترت سيد حسين موسوی راد لاهيجی
منتهي الامال مرحوم حاج شيخ عباس قمي
توسل به پيامبر خدا و تبرك به آثار ايشان علامه سيد مرتضى عسكرى
تاكتيكهاى جنگى رسول خدا(ص) على اصغر فيض پور
زندگاني حضرت محمد(ص) سيد هاشم رسولى محلاتى
پيامبر اكرم(ص) شيخ حسين انصاري
سيره اخلاقى پيامبر(ص) ملا محسن فيض كاشانى 
از قدس تا كعبه مؤسسه تبيان (دفتر قم)
فضايل و سيره فردى رسول خدا(ص) سيد على اكبر قريشى
سياهترين هفته تاريخ على محدث (بندرريگى)
محل دفن عبدالله پدر رسول خدا(ص) محمّد صادق نجمي
رسالت قرآن و پيامبر صلى الله عليه وآله حاج سيّد محمد شيرازى دام ظلّه
زندگاني پيامبر اكرم محمد مصطفي(ص) آيت الله سيد محمد تقي مدرسي
مسجدالنبي مؤسسه تبيان (دفتر قم)
به سوى شهر پيامبر(ص) احمد احمدي بيرجندي
وضوي پيامبر(ص) سيد علي شهرستاني
فضايل و سيره فردى رسول خدا(ص) مهرى/محمدى اشتهاردى/قريشي
عيد غدير در اسلام جواد محدثى
حقيقتى برگونه تاريخ كميته پژوهش علمى
تاريخ اسلام از آغاز تا هجرت على دوانى
ويژه مبعث پيامبر  ---
صحابه و تبرك به آثار پيامبر (صلى الله عليه وآله) محمّدتقى رهبر
عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام علامه سيد مرتضى عسكرى
بخشي از كتاب از آغاز خلقت تا رحلت خاتم انبياء(ع) سيد محمد صوفى
پيامبر شناسى  ---
ساختمان حرم شريف نبوی  ---
تاريخ پيامبراسلام صلى الله عليه وآله علامه مجلسى
پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله) و فرصت طلايى حجّ بعثه مقام معظم رهبري
اوصاف روزه داران شرح خطبه شعبانيه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سيد محمد على جزايرى (آل غفور)
از هجرت تا رحلت سيد علي اكبر قرشي
درآمدي بر تاريخ اسلام (مجموعه مقالات) سيدحسين فلاح زاده
درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام (جلد1) رسولي محلاتي
پيامبرى و جهاد استاد جلال الدين فارسى
بزرگداشت ياد انبياء و بندگان صالح خدا علامه سيد مرتضى عسكرى
نبوت از ديدگاه امام خمينى (ره) مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (ره)
گريه بر ميت از سنت هاى رسول خداست علامه سيد مرتضى عسكرى
ميلاد حضرت رسول اكرم(ص)  ---
مباهله از ديدگاه اهـل سـنت  ---
مقايسه دوره جاهليت و اسلام عبدالحسين بينش
سيره اخلاقى پيامبر(ص)  ---
درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام (جلد2) رسولي محلاتي
درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام (جلد3) رسولي محلاتي
درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام (جلد4) رسولي محلاتي
زندگاني پيامبر اسلام (ص) زير نظر سيد محمد رضا آقاميري
تاريخ اسلام به روايت امام علي عليه السلام محمد حسين دانش کيا
رسول اللّه صلي ّالله عليه وآله الگوى زندگى حبيب اللّه احمدى
پيام غدير عذرا انصارى
زندگينامه پيامبر اسلام (ص) مرتضي مطهري
محل ولادت رسول خدا(ص) حَمَد الجاسر / رسول جعفريان

وبلاگهاي ديگر من وهمسرم

رسول رحمت  وبلاگ پرسش مهر 6 ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران-رتبه اول استان اصفهان وشهرستان آران وبیدگل ويکي از 25 وبلاگ مسابقه وبلاگ نويسي با موضوع زن تير ماه 1385

زلال کوثروبلاگ همسرم و يکي از 25 وبلاگ مسابقه وبلاگ نويسي با موضوع زن تير ماه 1385

با قر آن

بسم  الله

رسول اعظم

با نماز

مهر در مهر

پرسش مهر6

پرسش مهر5

سايت مهردرمهر

سايت شخصي همسرم

دانلود کتاب

 آئِنه اسرار
امامت,غيبت,ظهور
اصالت مهدويت در اسلام از ديدگاه اهل تسنن
جلوه هاى پنهانى امام عصر
 زيارت ناحيه مقدسه
 سوز هجران
ظهور حضرت  مهدي عليه السلام از

 ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان

 گفتمان مهدويت
مهدى منتظر در نهج البلاغه
نشانه هاى يار و چكامه انتظار
عدل الهی
قیام و انقلاب مهدی
سیری در نهج البلاغه
سیری در سیره ائمه اطهار
امامت و رهبری
جاذبه و دافعه علی
 

گفتگو با  من

 

ایمیل چک کنید >>>